پخش زنده
امروز: -
ناصر فیض، شاعر و پژوهشگر ادبی گفت: فرهنگ حماسی و عاشورایی در طول قرنها در تار و پود شعر فارسی تنیده شده است.

به گزارش خبرگزاری صداوسیا، ناصر فیض، شاعر و پژوهشگر ادبی، با اشاره به مفهوم مرگ در اندیشه بشری گفت: پرسش از چیستی مرگ و نسبت آن با زندگی، همواره از بنیادیترین دغدغههای انسان بوده است. مرگ در کنار زندگی معنا مییابد و همین مسئله سبب شده تا انسان در جستوجوی جاودانگی و معنابخشی به حیات خود باشد.
وی افزود: این گرایش در ادبیات نیز بازتاب یافته و در طول تاریخ شعر فارسی، گونهای از ادبیات حماسی شکل گرفته است که مفاهیمی همچون وطندوستی، عدالتخواهی، ظلمستیزی و جانفشانی در راه آرمانها را بازنمایی میکند.
این شاعر و پژوهشگر ادبی با اشاره به پیشینه ادبیات حماسی در ایران اظهار کرد: با گسترش باورهای دینی و اسلامی، پیوندی عمیق میان حماسه و اعتقادات مذهبی برقرار شد و از دوره صفویه به بعد، مفاهیمی چون عاشورا، شهادت و کربلا حضوری پررنگتر در شعر فارسی پیدا کردند.
فیض ادامه داد: در دورههای مختلف تاریخی و در مواجهه با تحولات اجتماعی و سیاسی، شاعران بار دیگر به این مفاهیم بازگشتهاند و عاشورا و کربلا را به عنوان الگوهایی برای بیان ایستادگی، عدالتطلبی و مقاومت در آثار خود به کار گرفتهاند.
وی با تأکید بر اینکه جوهره حماسه، ایستادگی در برابر ظلم و تلاش برای تحقق خیر است، گفت: قیام امام حسین(ع) یکی از اصیلترین و باشکوهترین جلوههای حماسه انسانی است؛ حماسهای که با باورهای توحیدی و ارزشهای دینی پیوند خورده و از روایتهای صرفاً اسطورهای متمایز است.
فیض خاطرنشان کرد: حتی در نگاه بسیاری از غیرمتدینان نیز، شخصیت امام حسین(ع) و واقعه کربلا نماد آزادگی، جوانمردی و مقاومت در برابر ستم شناخته میشود و این مسئله بیانگر ظرفیت جهانی و فراگیر این حماسه است.
وی همچنین به پیوند فرهنگ ایرانی با مفاهیم حماسی اشاره کرد و افزود: روحیه ظلمستیزی و گرایش به خیر و عدالت، هم در سنتهای کهن ایرانی و هم در فرهنگ اسلامی حضور داشته و همین همپوشانی، زمینه تقویت ادبیات حماسی در ایران را فراهم کرده است.
این شاعر با اشاره به بازتاب گسترده عاشورا در آثار ادبی گفت: بسیاری از شاعران فارسیزبان از جمله محتشم کاشانی، مولانا، موسوی گرمارودی و دیگر بزرگان ادب، هر یک به شیوهای به حماسه عاشورا پرداختهاند؛ برخی با زبان سوگ و برخی با روایت عظمت و شکوه این رخداد تاریخی و معنوی.
وی ترکیببند مشهور محتشم کاشانی با مطلع «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» را از برجستهترین نمونههای ادبیات حماسی ـ سوگ در شعر فارسی دانست و افزود: این اثر تأثیری عمیق و ماندگار بر جریان شعر آیینی و عاشورایی بر جای گذاشته است.
فیض همچنین با اشاره به تنوع رویکرد شاعران نسبت به واقعه عاشورا اظهار کرد: حتی شاعرانی با گرایشهای متفاوت ادبی، همچون ایرج میرزا، نیز در آثار خود به شخصیتها و مفاهیم مرتبط با کربلا پرداختهاند که این امر نشاندهنده نفوذ گسترده فرهنگ عاشورایی در ادبیات فارسی است.
وی در پایان تأکید کرد: گستره آثار و شاعرانی که به مفاهیم حماسی و عاشورایی پرداختهاند بسیار وسیع است و همین حجم از تولیدات ادبی نشان میدهد که فرهنگ عاشورا نه تنها بخشی از تاریخ و باورهای دینی، بلکه عنصری ماندگار و تأثیرگذار در هویت و میراث ادبی زبان فارسی است.